محمد باقر النجفي
28
مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )
بيت الأحزان . بقاع احد را دگر نديدم و در بين راه مكه و مدينه و مناطق شمالى و شرقى و غربى ؛ مسجد معرس ، مسجد شرف الروحاء ، مسجد عرق الظبيه ، مسجد المنصرف ، مسجد الرويثه ، مسجد ثنيّهء ركوبه ، الاثاية العرج ، مسجد لحىّ جمل ، مسجد السقيا ، مسجد مدلجه تعهن ، مسجد الرماده ، مسجد الأبواء ، مسجد البيضه ، مسجد عقبه هرشى ، مسجد غدير خم ، مسجد امّ معبد ، مسجد ذفران ، مسجد الصفراء ، ثنّيهء مبرك ، مسجد العشيره ، چاههاى ينبع ، مسجد الصبهاء ، شمران ، مسجد اطم الشيخين در راه احد و . . . ديگر اثرى پيدا نيست . درمكه هم : بقاع معلاة را نمى بينيم . خانهء رسول و همسرش خديجه و زادگاه فرزندانش را ويران كردند . از بناهاى تاريخ خانهء ابوبكر و دارالندوه ، بئر خارجه ، غار مرسلات ، بئر ميمون ، ذى طوى ، مسجد بيعت در سوق الغنم ، مسجد الإجابه ، مسجد النحر و . . . هم خبرى نيست . پرسش : اگر اينها بودند و شما آنها را مىيافتيد ، تغييرى در شناخت شما از تاريخ مدينه به وجود مىآورد ؟ پاسخ : اگر بخواهيم مانند مورّخان و مستشرقان و استادان علوم اسلامى دانشگاهها سخن بگوييم ، نه ! هيچ تغييرى به وجود نمىآورد ولى اگر درك و فهم اسناد بجاى مانده ، به حضور ما در متن همان وقايع نيازمند است ، پاسخ آرى است و بگذاريد مثالى بزنم : آنانى كه در جنگ ظالمانهاى گرفتار آمدند و در برابر چشمانشان خانهها را سوزاندند ، بهتر با شرّ جنگ و خيرِ صلح آشنا هستند تا آقاى دبير كل . پيامبر براى من يك مردهء هزار ساله نيست كه بخواهم مانند آكادمىها و انستيتوها و دانشگاهها ، آن را در لابراتوارهاى علمى تاريخ تحليل كنم . او پيامبرى است كه با ماست . هر صبح و شام او را مىطلبيم و بر او درود مىفرستيم و ما او را در برابر خود داريم . نه خداى ما بىاوست و نه او بىخداى ما كه بخواهيم او را از روى نقوش اوراق مردهء بغداد و رى و طبرستان و قاهره و شام و خراسان بخوانيم و بشناسانيم . يك روز در جلسهء مستشرقان آلمانى ، در آكادمى علوم انسانى كلن گفتم : تا